خانم شدن بلاچه

دیروز خونه مامان اینها دوره زنونه بود و همه خانمای فامیل اونجا بودند .ما هم شال و کلاه کردیم و به عبارتی خودمونو انداختیم اونجا البته مامان جان دعوت فرموده بودن و ما هم اطاعت امر کردیم اینجانب هم که ول .

البته بلاچه دوباره سرما خورده انگار من که ازش دور میشم مقاومت بدنش کم میشه و ویروسا به بدنش هجوم میبرن الغرض باز هم با این تفاسیر نمیشد از مهمونی گذشت. ما که رسیدیم فافا خانوم نبود این بلاچه هم یه چرخی زد و با مادرجونش حال کرد و ملوسک صدای خانومی رو شنید و شروع کرد به خاله خاله گفتن و بلاچه هم مگه دیگه ول کرد رفت پشت در و آله گفتن و شروع کرد انقدر گفت که خاله خانوم رو کشید پایین .شروع کردن به بازی نمیدونم پرنیان یعنی انقدر بزرگ شده که معنای لذت و دوست داشتن رو درک میکنه ؟

فکر میکنم بزرگ شده چون وقتی فاطمه رو میبینه چشماش برق میزنه برقشو به وضوح میبینم .

یکی دیگه از نشونه های بزرگ شدنش اینه که شبا تا همه نخوابن اون هم نمیخوابه .

همیشه کسانی که بچه داشتن این مسئله رو میگفتن برام یه مسئله غیر قابل هضم بود که میگفتم مگه میشه همچین چیزی بچس دیگه فوقش آدم دعوا میکنه اونا هم میگرن میخوابن ولی الان که توی این موقعیت قرار گرفتم کاملا برام قابل هضم شده و درک میکنم .

حالا دیدین دخملم خانوم شده 21.gif

/ 9 نظر / 21 بازدید
..دريا

الهی بگردم ايشالا هميشه خوشی و خوبی بلاچه رو ببينی مامانش...پيش منم بيا خانمی.

ثمين

ماشالا به اين خانوم کوچولوی ناز عزيزم نميدونم شير خودتو ميدی يانه ؟...ولی اگه شيرخودتو ميدی سعی کن حتما روزی يک ليوان شير ويک ليوان آب پرتقال تازه که خودت تو خونه ميگيری بخوری تا شيرت بيشترويتامين سی داشته باشه و پرنيان جونم کمترسرمابخوره . راستی فيش اويل هم خيلی خيلی خوبه ،البته نه ايناييکه توی داروخونه های ما پيداميشه ...اگه يه روغن ماهی مطمئن خواستی بگو تا بهت معرفی کنم ..مطمئنم که بادادن روغن ماهی به پرنيان جون ديگه هيچ موقع مريض نميشه! شادوسلامت و خندون باشيد

مامان تینا و سينا

ای جيگرشو برم که اينقدر خانم شده عسلکم . روی ماهشو ميبوسم . در ضمن فکر نکنين که اون لباس محلی رو خوب دوختم ، پر از اشکاله

شراره

سلام عزیزم خوبی...مرسی که عکس پرنیان و گذاشتی ...مهمونی خوش گذشت؟.

مرجان

قربون بق چشات برم عزيز دلم

مهناز (مامان مهرسا)

سلام خوبی پرنيان جون خدا کنه سرما خوردگيت طول نکشه پرنيان جون من از حالا که ۹ ماهمه يعنی از ۵ ماهگيم به بعد تا همه نخوابن نمی خوابم و اگه بعد از خوابيدن من بيدار بشن من هم بيدار می شم

آرزو (مامان آرش)

مامان پرنيان جون سلام انشاءالله الان كه اين پست را ميخوني ديگه خوب خوب خوب شده باشي. پرنيان گلت را ببوس ميدوني اون برق چشمها را كه ميگي آرش هم به محض ديدن پارسا و پويا (پسرخاله‌هاش) پيدا ميكنه و نميدونه از خوشحالي كدام طرف بدوه و تند تند همديگر را بوس ميكنند و اينه كه همشون از همديگه تند تند مريضي را ميگيرند مراقب گل گلكت باش