همدان

چهارشنبه بعد از اومدن پرنیان خانوم از کلاس زبان راهی همدان شدیم

در یک اقدام انتحاری خاله تیلا و عمو مهران هم همسفرمون شدن و چهارشنبه شب به ما ملحق شدند .

 تو جاده هم دوباره درنیان گلی حالت تهوع بهش دست داد و یه صفایی به ماشین و خودش داد بعدش هم آقا پلیس مهربون به علت سرعت زیاد جریممون کرد ولی به هر حال به همدان رسیدیم و شهر سرسبز و قشنگشو دیدیم  

وسایلامون که گذاشتیم به آرامگاه بابا طاهر رفتیم که بسته بود ولی محوطه بیرونش رو دور زدیم

آریا اینها که اومدن رفتیم عباس آباد که یه منطقه خوش آب و هوای همدان هست رفتیم و شام خوردیم و برگشتیم

 پنجشنبه صبح هم رفتیم غار علیصدر که خیلی خیلی خوش گذشت و واقعا قشنگ و بی نظیره قایق سوار شدیم و بعدش هم کلی پیاده روی تو غار رفتیم بعد از اون هم ساعت 5 و 6 بود که رفتیم ناهار خوردیم

رفتیم لاله جین بعد از اون هم به توصیه درنیان بانو رفتیم شهربازی که شب اول دیده بود و دقیقا هر 10 دقیقه یه بار میگفت کی بریم شهربازی

که به حاجتش رسید و با خستگی و لهیدگی برگشتیم

جمعه صبح هم رفتیم گنج نامه که آبشار بسیار زیبا داشت و کتیبه هم داشت از آب و هوای عالیش لذت بردیم ناهار خوردیم و برگشتیم تهران

این هم از سفرنامه همدان ما

 

/ 21 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهدی ماهانی

آیا برای آینده فرزندان خود برنامه ای دارید؟ http://innovin.persianblog.ir/

دل آرام

سلام توليد كننده انواع عروسك و اسباب بازي هستم در صورت امكان از سايت ما ديدن كنيد موفق و سربلند باشيد

سهیلا مامان درسا جون

خیلی وقته ازتون خبری ندارم کامنت منم که نیست فک کنم گم شده [گریه] همیشه به گردش و تفریح عزیزانم [ماچ]

ننه نارگلی و نگار

سلام مامانی همیشه به گردش و خوشی کلی پست عقب بودم که خوندم و از دخترای شیرین حسابی لذت بردم خدا حفظشون کنه[ماچ]

ننه نارگلی و نگار

سلام مامانی همیشه به گردش و خوشی کلی پست عقب بودم که خوندم و از دخترای شیرین حسابی لذت بردم خدا حفظشون کنه[ماچ]

مامان شادان جون

سلام شادان خانوم گفت پرنیان دوست منه. دیروز مامانش یرای ناهار اومد آوردش اداره با خودش ناهار بخوره[پلک]

مامی آدرینا

ماشاله چقدر بزرگ شدن دخمل های ناز و شیرین [ماچ][بغل][ماچ][بغل]