درنیان ترسیده من

عید که رفتیم بروجرد و بسی خوش گذروندیم یه روز رفتیم خونه عمو بچه ها که پسرشون حمید همسن و سال پرنیان خانوم ما دچار هیجان از نوع پسرونه شد و یهو با یه هیبت عنکبوتی از در کشید بالا و یه صدای مهیب هم درآورد و کلی همه خندیدند

و اما درنیان گلی انقدر ترسید که عقب عقب رفت و افتاد تو کاسه آجیل این ترس همانا و عواقبش همانا

اصلا تو اتاق تنها نمیمونه در صورتی که قبلا با خودش تنها بازی میکرد

پشت پنجره اتاقشون برای جوجه ها دونه میرزیم میان میخورن از اونها هم میترسه طوری که قبلا کلی براشون ذوق میکرد

از حیواناتی که تو تلوزیون نشون میده میترسه ولی قبلا این طوری نبود

از نوزدای تو اتاق خودشون میخوابید ولی الان شدید میترسه و به سختی میخوابه و نصف شب هزار بار با وحشت بیدار میشه

حالا ما هم موندیم با ذوق مرد عنکبوتی و تو سر خودمون میزنیم با یه دختر ترسو

/ 20 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زیبا

[بغل]عزیزم جانم درنیانی ترسیده[بغل][ماچ] از دست ای پسر عموی شیطون

شکوه مامان ارمیا

سلام خانومی.خوبی عزیزم؟ معمولا بچه ها به این سن که میرسن دچار اینچنین حالاتی میشن، زیاد نگران نباش خیلی زود خوب میشه[ماچ][بغل] ببوسید دختران گل و دوست داشتنی رو[ماچ][ماچ]

مینا مامان کیها ن

سلام مامان مهربون در نیان و پر نیان سال نو با تاخیر مبارک ..خوب این ترس موقتی هست می گذره ان شاالله به زودی ..امان از دست این پسر بچه های شیطون

خاله مهربون

سلا به عزیزه خاله خوبی؟ خاله جون اگه یه موقع دلت هوای قصه ، ترانه ، لالایی و کلی جیزای دیگه کرد کافیه باهام تماس بگیری با چه شماره ای/؟ معلومه دیگه 9092305500 خاله منتظر شما عزیزای دلشه

سوری مامان عسل و نفس

سلام خانومی. انشالله که درنیان کوچولو زودتر ترسش از بین بره. روی ماهتون رو می بوسم خوشگلهای خاله[ماچ][بغل]

فرشته مامان تینا

سلام عزیزم سال نوی شما مبارک البته با عرض شرمندگی و خجالت و تاخیر 1 ماهه [خجالت] خواستم نیام ولی گفتم دیر اومدن بهتر از اصلا نیومدنه [خجالت] عجب کاری کرد این پسر عمو ها [ابرو] حالا برین بیارینش خودش یه کاری کنه دوباره ترس از درنیان دور شه

فرشته مامان تینا

سلام عزیزم نظرم رو دریافت کردین؟ آخه واسه من هیچی ننوشت که نظر به دستتون رسیده !!!!