دیروز بابت کاری بلاچه جونو گذاشتیم خونه خاله جون اینها من و آقای همسر رفتیم دنبال انجام کارمون.31.gif

وقتی برگشتیم ملوسک جونم گزارش داد :خاله پرنیان گلدونمونو شکست14.gif گفتم پس حسابی اذیت کرده19.gif گفت آره من 28.gif

سر نهار که بودیم پرنیان با خودش تکرار میکرد آله (خاله )آدا(فاطمه)آسا(آزاده )دایی مرتب با خودش تکرار میکرد معلومه دیگه یه جا رفته حسابی هم آتیش سوزونده اونا هم هی قربون صدقش رفتن 36.gif06.gifخدا بده شانس ما بچه بودیم یه جا که میرفتیم خدا نکرده یه خطایی میکردیم هیچی دیگه.38.gif خلاصه این خانومی ما بدجوری حال و هوای خونه خاله جون رو میکرد خونه مامانم اینا هی میرفت بالای مبل خاله رو صدا میکرد .08.gif

امروز پرستار بلاچه نیومد و دوباره خانومی شد مهمون کوچولوی ناخوانده خونه خاله جون اینها .13.gif

تلفن زدم خونه خواهری اینا 01.gif

من :فاطمه جان سلام خاله 05.gif

فاطمه :شلام 45.gif

من :خوبی ؟08.gif

فاطمه :آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآه بله 02.gif

من :فاطمه جونم چی شده پرنیان اذیت میکنه ؟30.gif

فاطمه :بله دیگه خیلی هم اذیت میکنه میخواهد شوپشو بریزه رو برنجش 13.gif

من:ببخشید دیگه 09.gif

فاطمه :عیب نداره دیگه 05.gif

وای خدا که من دلم میخواست اونجا بودم درسته میخوردمت جیگر خاله با این حرف زدنت فدات شم .08.gif11.gif11.gif

بلاچه جون هم از اونجایی که دختر خاله جونش میخواست بهش یه حال اساسی بده صدای منو گذاشته بود روی آیفون میگفت مامانته ها بهاهاش شحبت کن بلاچه هم میگفت مامی 24.gif

خلاصه این هم از ماجرای این دو روز که بر سر خواهری و خانواده چی گذشته26.gif

تلفن زدم که حالشو بپ  

/ 11 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
خالجون

بعدشم که پیروزه خانوم پرنیان اصلا نم اذیت نمی کنه و شیطونم نیشت که نیشت اصلا خودت شیطونی دیگه نبینم پشت سرش این حرفها رو بزنیا

خالجون

پیروزه چکار داشتی زنگ زدی؟ من الان اینجام بیا بگو. نمی دونم چرا قطع شد

فيشو

سلام پيروزه جون. راستی چقده خوبه که خونه ی خاله هست که هروقت پرستار نياد ببرين پرنيان جون رو بذارينش اونجاها. خوش به حال پرنيان که يه همچين خاله مهربون و دختر خاله های گلی داره. ... آخی دلم واسه ني نی خودمون سوخت... آخه بچه گی نه خاله داره نه عمه آخی!!! (حالا اگه آقای پيشو اينجا بود ميگفت حالا نه به باره نه به داره تو غصه بخور ) خب چی کنم ا حالا دلم واسه بی خاله و عمه بودن نی نی م ميسوزه.

پارميدا

مهم اينه که اونها با هم کلی بازی کردن و خوشحالن. فوقش منزل خواهری فقط کمی!!! زير و رو شده!!!!!! هميشه شاد و سلامت.

سرباز هخامنشي

سلام به هموطن عزیزم ... وبلاگ زیبا و جالبی دارید موفق باشید و سربلند

طيبا

قربون شيطنتات برم کوچلوی نازم