مشهد (1)

سه شنبه بعد از اجازه گرفتن از مدرسه پرنیان بعد از ظهر راه افتادیم به سمت راه آهن که این دفعه مادرجون هم افتخار دادند و همراه ما اومدند خلاصه به راه آهن رسیدیم

 

پرنیان یه چیزایی از قطار یادش بود و درنیان هم اولین تجربش بود که خیلی خوشش اومده بود و همش میگفت اتار اتار

 

حرکتمون ساعت 6 بود 9 شب خوابیدیم و ساعت 3 صبح درنیان گلی بیدار باش زد و بیدار بودیم تا ساعت 5 و نیم رسیدیم مشهد به سمت هتل رفتیم که باید منتظر میموندیم اتاق خالی بشه که آقای پدر درنیان گلیو تو لابی خوابوند و من و پرنیان ومادرجون رفتیم حرم که درابتدای ورود به خانوم گل ما که دستمال سر داشت ایراد گرفتند که باید روسری داشته باشه گفتم این دخترم هنوز 6 سالشه  و هنوز تکلیف نشده دیگه حلاصه کلی بحث کردم و آخر سر هم گفت آقا ناراحت میشه اینجا حرمت داره گفتم ناراحتیشو شما نباید تعریف کنید خلاصه با اعصاب داغون رفتیم حرم و ولی کلی زیارتش بهمون مزه داد علی رغم ناراحت شدن آقا

 

مادرجون موند حرم من  و پرنیان گلی رفتیم هتل که ساعت 10 اتاقو بهمون تحویل دادند و یه استراحت کردیم و دوباره رفتیم حرم که هم درنیان گلی زیارت کنه و هم مادرجونو بیاریم

این دفعه دخملمون شال هم سرش کرد و با یه دنیا شوق از شال سر کردنش رفتیم حرم که این دفعه گفتند باید چادر یا مانتو داشته باشه

گفتم شما صبح گفتین روسری سرش کرد کاملا پوشیده است که خلاصه من هم گفتم همین شماها هستین که اسلام رو سخت میکنید و همه رو زده میکنید دین این نیست که شما تعریفش میکنید و خلاصه من بگو اون بگو آخر سر بدون توجه دست دخیو گرفتم و برمش داخل که یه خادم آقا اونجا بود و پرسیدم حجابه اینجا رو کی تعریف میکنه و برام توضیح داد و گفت حجابه این دخملون کامله و من گله کردم گفت دیگه اون خشک مقدس بوده و خودتونو ناراحت نکنید

 

درنیان هم همراه با آقای پدر رفت زیارت که کلی هم اذیت کرد و یه جا بند نمیشد خانوم عقیقه هم شد که خیلی وقت بود دلم میخواست انجام بشه که خدا رو شکر انجام شد

بعد از اون هم رفتیم هتل و ناهار خوردیم

و لالا 

شب هم یه سر رفتیم حرم  که پرنیان همش دلشوره داشت که خدا رو شکر چیزی نگفتن و زیارت کردیم و یه دوری زدیم و برگشتیم هتل شام خوردیم و استراحت کردیم  

این گزارش کامل روز اول ما

/ 16 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زیبا

زیارت قبول عسلا[ماچ][بغل]

مامان زهرا نازنازی

زیارت قبول خوش به سعادتتون عجب آدم های .... با این کارشون خاطره ی زیارت و چهره ی امام رضا ع رو برای بچه ها خراب می کنند الهی همیشه شاد و سلامت باشید

پریسا(مامان پرنیان)

واااااااااااااااااااااااااااااای کاش میدیدمت مشهد بودی[ناراحت] یه خبر میدادی عزیزم[چشمک]

مرد كوچك من

زيارتا قبول عزيزممممممممممم با شال حتما خيلي خوردني شده اين خانم كوچولوووووووووو از اين سخت گيريهاي بي مورد واقعا در آينده پيامدهاي خوبي نداره [ماچ][بغل]

زهرا مامان مهلا

زیارت قبول عزیزم[بغل] من هم دلم خواست. آخه من حدود هشت سال بیش رفتم و مهلا هنوز مشرف نشده. خیلی دلم میخواد که به این زودیها بریم ولی...

بهار

سلام ماشاالله چه خانوم شدن خيلي وقته نيومده بودم دلم تنگ شده بود براي جوجوها يه عالمه بوس

مامان پارسا

زیارتتون قبول دخمل گلیای ناااااااااااز[ماچ] چه استرسی بابت حرم رفتن به بچه دادن،کاش ................. ولی صفای حرم آقا رو نمیشه با هیچی عوض کرد حتی اگه یکی دم در ورودیش بره رو اعصابت[قلب]