مهمونی

پنجشنبه مامی جون که از اداره اومد نمیدونم چرا انقدر از این ور به اون ور میدوید اولش برام باعث تعجب بود ولی وقتی لباسهای دد رو دیدم دیگه هیچی برام مهم نبود تنها چیزی که مهم بود این بود که داریم میریم دد .

من دیدم راه خیلی طولانیه وسط راه خوابیدم آخه اون ددری که میخواستیم بریم کرج بود وقتی رسیدیم دیدم اوهه چقدر نی نی اونجا هستن البته ۴ تا نی نی برای من خیلی بود منتها همشون پسر بودن اولش هم که رفتیم انقدر به من ذوق کردن که من هم زدم زیر گریه و پریدم بغل مامی البته همه تعجب میکردن چون اصلا از این اخلاقها نداشتم .

نمیدونم چرا خیلی باهاشون بازی نمیکردم ؟ولی میعاد یه ماه از من کوچیکتره پسر خاله اشرف جونه با اون یه ذره بیشتر جور بودم معین هم دداشه و ۱۰ سالشه با من یه عالمه بازی میکرد و مواظبم بود خیلی هم دوست داشت منو بغل کنه من هم که بدم نمیاد یکی منو بغل کنه و راه ببره آریا هم پسر خاله تیلا بود ۴ سالشه اون با من خیلی بازی نمیکرد فقط یه بار منو اومد منو ماچ کنه انداختم زمین مهراد هم پسر خاله مورین بود فکر کنم منو دوست نداشت میدونین چرا چون تا میرفتم تلوزیونو خاموش میکردم سرم داد میزد آخه داشتن کارتون میدین خوب منم حوصلم سر رفته بود دیگه .

اسم آریا هم یاد گرفته بودم هی تکرار میکردم آییا تازه به میعاد هم میگفتم ایا (بیا )ولی در مجموع همش چسبیده بودم به مامی جون بزرگترها هم ساعت سه و نیم صبح  خوابیدن من هم پا به پاشون بیدار بودم منتها یه سوال برام پیش اومد که چرا همه هی میگفتن ااااا پرنیان هنوز بیداره ؟

این هم از داستان ددر رفتن اینجانب . 

/ 30 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
طيبا

سلام پيروزه جونم شيطونکاری اين بلاچه خانمو که خوندم کلی خنديدم آخی قربونش برم اونجا احساس غريبی می کرده اما ماشالله زود جاشو توی دل همه وا می کنه برای کلی اسپند دود کن

مادر تنها

سلام خونه جدید مبارکه. انشاءالله براتون خوش یمن باشه. دخترتم از طرف من ببوس که حسابی دلمو آب کرده.

ارام

از اسباب کشی خسته نباشی پيروزه جون خوبی مهمونی کجا رفته بوديد؟ خوش گذشت؟

خالجون

رويای نيمه شب

الهی فداش بشم گلی خانم ددری روتا ساعت ۳.۵ هم که نخوابيدهعزيزکم دست معين درد نکنه که اينقدر باهات بازی کرده و بغلت گرفتهاين همه پسر خانم خانما کلاس گذاشته تحويل نگرفته

مسعود

سلام عزيز ممنون که بمن سر زدی خيلی خوشحالم کردی پيروزه جان وب تو هم خيلی زيبا و جالبه موفق باشی - بای

مهران فره راز

با سلام. من مهران فره راز هستم.۲۴ سال سن دارم و در بلوار ابوذر خيابان پيروزی تهران زندگی می کنم. من يک ساب دامين دارم که از پر بيننده ترين وب سايت های ايرانی. سايت من تشکیل شده از زندگی نامه ئ من و یک سری عکس. بهتون پيشنهاد مي کنم که نوشته های منو بخونید چون ممکنه اثر خاصی تو زندگيتون داشته باشه. و خوشحال ميشم اگر نظری داشتيد به آدرس ای ميل من بفرستيد و يا آی دی منو اد کنيد تا در يک فرصت مناسب با هم چت کنيم. از دوستانی هم که به این وبلاگ سر می زنن میخوام که به ساب دامین من هم تشریف بیارن و نوشته های منو بخونن و نظرشونو در مورد نوشته های من به من بگن. با تشکر... مهران فره راز. سايت من : URL:Http://www.Mehranfarahraz.4t.com ایمیل من : Mehranf8398@yahoo.com