مشهد (2)

پنجشنبه ساعت 5و نیم صبح به اتفاق مامانم دو تایی رفتیم حرم و حدود ساعت 10 اومدیم هتل که من کلیدو تحویل داده بودم که همسری و بچوکا مونده بودند تو اتاق و تاریکی مطلق که البته تازه بیدار شده بودند و میخواستند زنگ بزن رسپشن که براشون کلید بیاره خلاصه بعد از خوردن صبحانه اتاق رو تحویل دادیم

  و رفتیم جایی که از طرف اداره مامانم گرفته بودیم که خیابان فلسطین بود و به حرم خیلی خیلی دور بود بعد ا زجا به جایی رفتیم به سمت طرقبه

 

 

که خیلی خوش گذشت هم آب و هوای عالی داشت هم که یه خورده خرید کردیم و ناهار خوردیم

   

و ساعت 3 بود برگشتیم محل اقامتمون و منتظر زائر های از راه رسیده شدیم که خانواده خواهری بودند و دیگه بلاچه خانوم هم لحظه شماری میکرد برای دیدنشون که از راه رسیدند و کلی هم با هم انواع و اقسام بازیها رو کردند وسطاش قهر هم بود که حسن بچه ها اینه که زود از دلشون بیرون میره

  

بعد از ظهر هم بچه ها خونه موندند و ما خانوما رفتیم بیرون که مامانم رفت حرم و ما رفتیم بازار رضا و چرخکی زدیم و برگشتیم خونه

قبل از این که بریم بیرون بچه ها ازمون قول سرزمین عجایب فرداش رو ازمون گرفتن ما هم مطیع قبول کردیم

 دیگه شام هم از رستوران برامون آوردند و دور هم خوردیم و بسی کیف کردیم و خندیدیم

این هم گزارش روز دوم 

/ 14 نظر / 26 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان مینوفر

زیارت قبول خانمی همیشه به سفر[ماچ] از دیدن عکس ها هم لذت بردیم راستی هواسرد نبود؟ دوهفته دیگه با همکارام میخواهیم بریم مشهد .[پلک]

مامان اکرم

سلام زیارت قبول. خوش به سعادتتون. اینقدر دلم زیارت امام رضا می خوادکه حد نداره... برام دعا کنید[قلب]

ساره

زیارت قبول عزیزم.[قلب]

آتی

زیارت قبول خانمی[قلب]

هلیا

[ماچ]سلام عزیزم[ماچ] زیارتتون قبول التماس دعا[گل]

آرزو مامان آرش

پیروزه جان سلام خوبی؟ زیارت قبول. خوشحالم که بهتون حسابی خوش گذشته. عکسها بسیار زیبا بودند. [ماچ]