گزارش تصويری از خونه خاله جون

۱- آخ جون کفشامو پیدا کردم هیشکی‌ام ندید.36.gif

338296.jpg

۲ـدر حال بازرسی کفش و همچنین اطراف 05.gif

338292.jpg

۳ـنه انگاری یه دستی مزه نمیده دو تایی با هم 30.gif

338297.jpg

۴ـدر آخر سر قهر میکنم چرا کفشا رو میگیرین ؟46.gif

338298.jpg

راستی مرسی از خاله جونم شکارچی لحظات08.gif

/ 26 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان محيا

سلام سالها قبل يه پيروزه خانومی رو می شناختم اهل بابل بود و شعر می گفت.نمی دونم چرا يهو فکر کردم ممکنه شما همون خانم باشيد. مهم نيست عزيزم.از اشنايی با شما خيلی خوشحال شدم.لينکتون کردم تا هميشه بخونمتون. فعلا

مامان صفا

سلام. عزيزه دلمي . با اين پيوستگي ابروها. نادار خانمي.

ارام

چه عکسهای باحالی از اين بلاچه کپل مپل گذاشتی ها

زهرا،مامان ياسين و دانيال

سلام پيروزه جون . پيشاپيش تولدت رو تبريک می گم . ببينم اگه تو يکسال از من کوچکتری پس چرا اون گوشه وبلاگت نوشتی ۲۹ سالته ؟ جل الخالق . اولين باره می بينم يک خانم سنشو زياد می کنه . من تا ۱۵ بهمن (يک روز قبل از تولدم ) به همه م يگفتم ۲۸ سالمه

بابايی

پريشب ما هم يه مهمون کوچولو داشتيم..خانم من نقش خاله اين نی نی ۵ ساله رو ايفا ميکنه...خيلی خوب بود...کلی با نی نی ها خوش ميگذره....

..دريا

اخي چه عكسهاي خوشگلي از اين وروجك گرفتي خانمي ببين چه زود اومدم باور كن اين روزهاديگه نمي تونم زياد بشينم پشت صفحه مانيتور بس كهكمر درد دارم جيگري رو ماچش كن باشه

آرزو (مامان آرش)

پيروزه جان سلام چطوري؟ واي خداي من. من عاشق قهركردنش شدم خيلي بامزه شده. از طرف من ببوسش