این روزهای دخترا

کمتر از دو ماه به دو سالگی دختر کوچیکه باقی مونده و این ناناز خانومه خونه ما کلی پیشرفت کرده منی که فکر نمیکردم خانوم تا 3 سالگی حرف بزنه مثل خیلی از کارهای دیگه که یه دفعه ای است نطقش باز شد و تمام کلمات رو صحیح تلفظ میکنه و جمله گفتنش هم در حد بابا اومد خلاصه است البته باباش رو اکثرا محسن صدا میکنه و به شدت هم بابایی است عروسکشو بغل میکنه و راه میره بهش میگه عززززززززیزم البته خیلی کم با اونها هم بازی میکنه و بیشتر دلش کتابهای دختر بزرگه رو میخواهد و هر چی کتاب هم بهش میدیم قبول نداره و نق میزنه که تتاب نه تتاب بله  

 از روی صندلی بالا میره و روی میز شیشه ای جلوس میکنه و با افتخار فریاد میزنه که منننننننننو (این هم از جمله کارهای یه دفعه ای)

تلفنو برمیداره و کلی الو بازی میکنه تو این محاوره های مجازی اکثرا هم با منم همون خاله مریم هستش

دخمل بزرگه هم خدا رو شکر خوبه و سرش با مدرسه رفتن حسابی گرمه و ما هم شدید سرمون گرم شدهو حداقل هفته ای دو تا کاردستی رو درست میکنیم که البته بیشتر بابایی درگیرش هست لوحه نویسیشون چهارشنبه تموم شد و الان وارد حروف الفبا شدن که اولیش هم آ هست

از درس و مشقش هم بگم تا وقتی پیشش باشیم و نظارت کنیم خوب و بدون دردسر هست که این هم کم پیش میاد چون درنیان همکاری نمیکنه و تو اتاق اگه بریم درو ببندیم انقدر اشک میریزه و سر و صدا راه میندازه که هیچ تمرکزی برای من هم باقی نمیمونه چه برسه به پرنیان اگر هم بیاد که میخواهد کتاباشو برداره و روشون هنر نمایی کنه

پیش پرنیان هم که نیستیم سه ساعت طول میده تا دو خط بنویسه

نمونش چند روز پیش که مهمون هم داشتیم و رفت تو اتاق سر درسش که بعد از دو ساعت رفتم دیدم دو خط هم ننوشته گفتم چه کار میکنی گفت هیچی دیدم اتاقش بوی توت فرنگی میده و دور لبش هم قرمز گفت ژلمو خوردم تو مدرسه یادم رفت الان خوردم الهی بمیرم بچم ترسیده دور ازجون مدیون شکمش بشه یه وقت

خلاصه داستانهایی داریم ما

/ 26 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان نادیا

سلام امان از کلاس اولی ها پس با همدیگه همدردیم

میترا مامان مهرناز

الهییییییییییییییییییییییی چه بلاهایی داریااااااا وروجکا [ماچ] یعنی حرف زدن مهرناز هم یهویی خوب میشه[متفکر]

نفیسه

سلام ما اکسا تونو دیدیم و لذت بردیم.[قلب][قهقهه] [لبخند]

نفیسه

سلام ما اکسا تونو دیدیم و لذت بردیم.[قلب][قهقهه] [لبخند]

غزاله

لذت بردم از این آهنگ زندگی که در نوشته ات جاریست چه در مورد طلاچه و چه بلاچه.....خدا رو شکر که بلاچه خانومت با درس و مشق کنار اومده و خدا رو شکر که طلاچه خانومم حرف زدنش بهتر شده[قلب][قلب]روی ماهه هر دو رو ببوس[قلب][ماچ][قلب]

x

www.movie2k.to

آکام

سلام خدا حفظشون کنه آهنگ زندگی در نوشته های شما جاریست وبلاگ آکام نوپاست سعی می کنم از تجربیات شما کمک بگیرم خوشحال می شم به ما سر بزنید

ژیلا

سلام وبلاگ زیبایی دارید به وبلاگ من و ارنیکای گلم هم سر بزنید در صورت امکان تبادل لینک داشته باشیم ممنون