............بلاچه و طلاچه

پرنیان هستم متولد 29 مرداد 84 خواهرم هم درنیان متولد 1 دی 88

+  

دیروز با بلاچه جونم رفته بودیم بوستان گردی رفتم براش آب بخرم که دیدم به من میگه لو لوا من هم مونده بودم که چی میگه که دیدم آخر سر دید کخ من نمیفهم اشاره کرد به شکلاتها من هم متعجب چون فقط یه بار بهش شکلات دادم و اصلا هیچ موقع بهش نمیدم دیدم بله اون یه دفعه موثر افتاده و مزش رفته زیر زبونش .

اسباب بازیهای ملوسک جونو برمیداشت و میگفت فا فا یعنی میدونست که مال خانوم فاطمه جونه میگفت فا فا و شروع میکرد به بهانه گیری انقدر بهانه گرفت که ما خواهری رو توی یزد وسطای عروسی پیدا کردیم که با بلاچه خانوم ما حرف بزنه و آروم بشه و البته تاثیر هم گذاشت .

شمارش اعداد پرنیان گلم خیلی قشنگه یییییییه دو چار پج نقدر قشنگ میشمره الان که داشتم اینو تایپ میکردم آقای همسر زنگ زد و گفت خانومی گوش کن که دیدم صدای بلاچه میاد که میگه یییییییییه دو ده چار پج شیش ده وایفهمیدم که آموزشهای آقای پدر موثر افتاده .الهی قربونت برم من مادر .

خیلی شیطون شده البته آقای پدر اذعان دارن که ایشون شیطون نیستند کنجکاو هستند به همه چی دست میزنه همه چیو برمیداره من نمیدونم همه بچه ها اینطوری هستند یا نه ؟

من هم طاقتم کم شده همچنین صبرم خدایا کمک کن پرنیانم هم بد جوری سرما خورده و سرفه های بد میکنه دکترش هم گفته حتما باید براش بخور سرد بخری ما هم دنبال مارک خوبش هستیم .

نویسنده : مامان پرنیان و درنیان ; ساعت ٥:۳٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٦/٢/٧
تگ ها: