............بلاچه و طلاچه

پرنیان هستم متولد 29 مرداد 84 خواهرم هم درنیان متولد 1 دی 88

+  

باز هم سلام

امروز روز تعطیل و اداره خیلی خلوته وآدم همش حوصلش سر میره ومن وارد وب میشم که توش مطلب بنویسم .کار من یه طوریه که یه روز درمیان میایم سرکار  دیگه ممکنه روز عید باشه روزه شهادت باشه خلاصه باید بیایم دیگه ولی از یه جهت تعطیلات خوبه هم خلوته هم اینکه از لحاظ شکمی خیلی باحاله من توی هواپیمایی جمهوری اسلامی کار میکنم وروزهای تعطیل از کیترینگ یعنی همونجایی که غذاهای پروازو میدن شیرینیهای وی  آی پی برامون میارن وجای شما خالی ما هم میکشم بالا الان هم آقای پدر زنگ زد ازاحوالات پرنیان خانوم جویا شدیم فرمودند خوابه دارین که آخه مامی جونم الهی قربونت برم چرا بامن هستی نمی خوابی ؟آخه مامی جون من مریضم نمیدونم چرا مریضی پرنیان خوب نمیشه البته مامان ملوسک میگه به خاطر دندونشه نمیدونم شاید هم به خاطر مهدکودک البته مامان جونم قبول زحمت فرمودند این ماه بلاچه را میخواهد نگه دارد مامانی الهی فدات شم دستت دردنکنه دیگه این موقع میشه دلم برای پرنیان پر میکشه ودل محسن برای من البته ناگفته نماند دل من برای جفتشون تنگ شده البته محسن یه ذره هم کف کرده الهی بمیرم برات پسری آخه جمعه هم شیفتم الان میدونم قیافت این شکلی مگه نه؟

نویسنده : مامان پرنیان و درنیان ; ساعت ٧:٢۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/۸/۳
تگ ها: