............بلاچه و طلاچه

پرنیان هستم متولد 29 مرداد 84 خواهرم هم درنیان متولد 1 دی 88

+ سينما

دیشب بعد از مدتها رفتیم سینما اونهم به همت خواهری .

خواهری ساعت ۶ زنگ زد که بلیط سینما رزرو کردم میاین بریم من هم از خدا خواسته گفتم چشم البته آقای همسر دندانپزشکی بود بهش زنگ زدم و با هم هماهنگ کردیم که زود بیاد وقتی اومد آماده شدیم و این ریسک رو به جان خریدیم که بلاچه جون رو هم ببریم .

آخرین بار که رفتم سینما فیلم سالاد فصل بود که شنبه  بلاچه خانوم قرار بود به دنیا بیاد من دو روز قبلش با کمال پررویی تشریفمون رو بردیم سینما همه یه جور ینگاه میکردن اون هم علتش کاملا واضح و مبرهن بود که با توجه به اون شکم گنده نوع نگاه همه عوض میشه و صد در صد همه پیش خودشون ما رو مسخره میکردن چه میشه کرد من و آقای همسر جفتمون عشق سینما بودیم .

خلاصه دیشب هم قسمت شد و رفتیم فیلم اخراجی ها .

و اما احوالات بلاچه خانوم شانسی که آوردیم این بود که ردیف جلوی جلو بودیم (حالا بماند که گردنمون شکست )ولی برای بلاچه خوب بود برای خودش قدم میزد بعدش پیشرفت کرد از پله های سن رفت بالا وایساد اون جلو دیگه آقای پدر رفت آوردش یه مقدار پیش بابایی بود یه مقدار بغل خودم یه مقدار بغل آزاده

ولی در کل فکر میکردم خیلی اذیت بشم ولی خوشبختانه خیلی اذیت نشدم و از فیلم هم کلی لذت بردیم و خندیدیم .

تصاویر با موضوع بی ربط است .

نویسنده : مامان پرنیان و درنیان ; ساعت ۱:٥٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٦/۱/٢٠
تگ ها: