............بلاچه و طلاچه

پرنیان هستم متولد 29 مرداد 84 خواهرم هم درنیان متولد 1 دی 88

+  

امروز من مرخصیم تموم شدو در حال حاضر مشغول به خدمت رسانی به هموطنان عزیز میباشم چون نزدیک عیده اینجا وحشتناک شلوغه و همه میخوان از تعطیلات به نحو احسن استفاده کنن .

البته تا قبل از این هم مشغول به خدمت رسانی به خانواده محترم بودم .

ما جمعه تمام اسباب و وسایلمون رو جمع کردیم و قرار بود خاور ساعت ۲ بیاد منتها از بخت و اقبال بلند بارندگی شدید اون هم از نوع برف اسباب کشی ما رو به شنبه منتقل کرد .

همین جا از تمام اعضا خانوادم تشکر میکنم که خیلی به ما کمک کردن.شوهر خواهرم که خیلی زحمت کشید .بلاچه هم روز اسباب کشی خونه مادر جونش بود و با ملوسک حسابی بازی کرده بود خواهری هم اومده بود کمک ما شب که رفتیم خونه مامان جون اینها قیافه مادرجون این شکلی بود.آخر شب که بلاچه خانوم رو آوردیم خونه جدید قیافش دیدنی بود حس غریبی داشت یه جوری خونه رو نگاه میکرد ولی بعدش دیگه از این ور میرفت به اون ور .

یکشنبه هم مامانم و خواهری اومدن حسابی کمکم کردن .اینها هم اخبارمربوط به اسباب کشی .

و اما اخبار راجع به بلاچه خانوم که حسابی شیطون شده همش از در و دیوار بالا میره از میز میره بالا کنسول رو میگیره میپره روی مبل البته نا گفته نماند که دیشب به طرز مهیبی از بالای مبل پرتاب شدند به پایین .دیگه اینکه همش باید البته گلاب به روتون از توی دستشویی و حمام بیرون بکشمش .

بلاچه با ملوسک جونش  

بلاچه خانوم یکی از چوب شورهای فاطمه جونو سرقت کرده

نویسنده : مامان پرنیان و درنیان ; ساعت ۱٠:٠٤ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٥/۱٢/۱٧
تگ ها: