............بلاچه و طلاچه

پرنیان هستم متولد 29 مرداد 84 خواهرم هم درنیان متولد 1 دی 88

+  

پریشب از اداره که اومدم سریع جمع و جور کردیم و رفتیم تولد ملوسک خانوم وبلاچه خانوم ما کلی کیفور شدند .خواهری هم طبق معمول به زحمت افتاده بودند ما هم ساعت یک بامداد منزل ایشون رو به مقصد منزل خودمون ترک فرمودیم

امروز پرستار پرنیان مریضه و مادر جونش پیششه همیشه صبحها اون موقع خوابه منتها از بخت و اقبال بلند مادر خانومی اینجانب بیدار بودند اون هم از نوع قبراق و سرحال وقتی مادرجون رو دید انقده ذوق کرد که وقتی من میخواستم بیام تازه باهام بای بای هم کرد.تازه امروز آتیش هم سوزنده بخاری رو انداخته زمین فرشمون سوخته بیچاره مادرجون .

بلاچه یه چند وقتی بود شیر پاستوریزه رو خوب میخورد ولی الان خیلی بد میخوره باید خودمو بکشم تا ۱۰ سی سی بخوره آبمیوه هم که اصلا نمیخوره حالا نمیدونم این دو تا چیزی که خیلی براش مفیده چه طوری بدم بخوره ؟

نویسنده : مامان پرنیان و درنیان ; ساعت ٥:٢۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/۱٢/٧
تگ ها: