............بلاچه و طلاچه

پرنیان هستم متولد 29 مرداد 84 خواهرم هم درنیان متولد 1 دی 88

+  

من از جمله افرادی هستم که عاشق روز تولدم هستم و همیشه اون روزو دوست داشته و دارم .الان دو ساله که روز تولدمو یه جور دیگه دوست دارم چون میدونم به واسطه تولد من یه موجود دیگه که عشقه امیده نوره نفسه زندگیه متولد شده و اون موجود رویایی و دوست داشتنی کسی نیست جز پرنیان قشنگم .با همه وجود دختر گلم دوست دارم .

قشنگ ترین تبریکی که شنیدم ساعت نه صبح دیروز تلفن فاطمه جونم بود که خاله تولدت مبارک مامانم برات کادو خریده .

دیروز صبح برای مامانم چیزی باید میبردم ولی قرار نبود من برم قرار بود آقای همسر بره خلاصه با رفتن من برنامه هاشون به هم ریخت میدونین چرا چون تا منو دیدن نمیتونستن کادوها رو قایم کنن من هم پیش پیش کادوهای خوشگلشونو که زحمت هم کشیده بودن دیدم .مامانم یه ست هفت تیکه جا ادویه ای از مدل چینی سرامیکیا خواهری هم مثل  همون شونزده تکشو ست عصرونه خیلللللللللللللی خوشگلن .مرسی از اونایی بود که همیشه دوست داشتم .

حالا بشنوید از کادوی آقای همسر :

خانومی برو جیب شلوارمونگاه کن نه من نمیرم تو رو خدا برو ببین حالا منم ذوق مرگ بودما منتها کلاس میذاشتم آخر سر رفتم دیدم یه دستبنده جریانش هم برمیگرده به یکی دو ماه پیش که تو ماشین داده بودم دست بلاچه خانوم و گمش کرده بود حالا ایشون پیدا کرده بودن و به عنوان کادو میخواستن بدن به من .بعد از اینکه مامان و خواهری کادشونو دادن آقای همسر هم یه انگشتر از این دو تاییا داد بهم که یکیش از طرف خودش یکی هم از طرف بلاچه خانوم گل گلاب .

از همه ممنونم به خاطر زحماتی که کشیدن . 

ای بابا زحمت عکس تولد مامانی با منه دیگه چیکار کنم حالا یکی بیاد این دوربینو ورداره تا بتونم عکس بگیرم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

           

نویسنده : مامان پرنیان و درنیان ; ساعت ٤:۱٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/۱۱/٢۳
تگ ها: