............بلاچه و طلاچه

پرنیان هستم متولد 29 مرداد 84 خواهرم هم درنیان متولد 1 دی 88

+  

سلام به همگي

      امروز قراره پرنيان رو ببريم پيش دكتر.البته قبلش بايد ازش عكس راديولوژي بگيريم.داروي اسپريي رو كه بهش ميديم البته نه شربته نه قرصه و بكمك يه واسطه كه ميذاريم رو صورت پرنيان اين دارو رو بهش ميديم.جالب اينكه روزاي اول خيلي از اينكار بدش ميومد و مجبور ميشديم با كمك آقاي پدر اسپري رو به خوردش بديم اما پرنيان جونم حالا با خنده و خوشحالي ازش استقبال ميكنه.شايد باور نكنيد اما احساس ميكنم چقدر به پرنيان وابسته شدم يعني رفتن به سر كار برام سخت شده البته اين در مورد پرنيان بيشتره چون الان ده ، دوازده روزيه كه پيشش هستم حالا موندم چطور برم سر كار .البته ممكنه اولش بيقراري كنه ولي سخته.ديگه جونم واستون بگم كه پرنيان الحمدلله حالش خيلي بهتر شده منتها نميدونم چرا وقتي بهش موز ميدم گلوش دچار خلط ميشه و دست بر قضا برخلاف سابق از موز خيلي خوشش مياد .حالا ميخوام اين موضوع رو از دكترش بپرسم و اگه شد يه تست حساسيت هم براش بگيريم.داشتم با خودم فكر ميكردم كه چطور شد كه پرنيان اينجور شد.يادم اومد يه بار از مهدش زنگ زدن و گفتن دو يا سه بار غذاشو بالا اورده و مجبور شدن لباساشو عوض كنن درنهايت هم لباس كم اوردن.از اون موقع بود كه پرنيان مريض شد و دكترش هم خوب تشخيص نداد.بگذريم پرنيان به اين تبليغي كه راجع به انرژي و بهينه سازي مصرف سوخته خيلي علاقه داره.هر وقت اون تبليغ شروع ميشه همچنين دقت ميكنه .و در كل از يرنامه هاي تلويزيون عاشق قسمت تبليغشه .

نویسنده : مامان پرنیان و درنیان ; ساعت ٢:۱٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/۸/٢٤
تگ ها: